عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

385

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

آنها زود فرسوده ميشوند و زنگ مى گيرند . 65 حكم على أهل الدّنيا بالشّقاء و الفناء و الدّمار و البوار : جهانيان همگان بر بدبختى و نيستى و نابودى و خرابى محكوم اند . 66 حاسبوا أنفسكم قبل أن تحاسبوا و وازنوها قبل أن توازنوا : از نفوستان حساب بكشيد پيش از آنكه از شما حساب بكشند و آنها را بسنجيد پيش از آنكه شما را بسنجند ( و كفهّء اعمالتان را خالى و سبك بينند ) . 67 حاسبوا أنفسكم بأعمالها و طالبوها بأداء المفروض عليها و الأخذ من فنائها لبقائها و تزوّدوا و تأهّبوا قبل أن تبعثوا : از نفوس خودتان بكردارشان حساب بكشيد و آنچه را كه بر آنها فرض و واجب است مطالبه كنيد و همچنين از آنها بخواهيد كه از سراى نابوديشان براى جاى بودنشان توشه برگيرند و ساز و برگ رفتن را آماده كنيد پيش از آنكه گرفتار مرگ ناگهانى شويد . 68 حفّت الدّنيا بالشّهوات و تحبّبت بالعاجلة و تزيّنت بالغرور و تحلّت بالأمال : جهان پوشيده شده بشهوتها است و دوست داشته شده است بشتابندگى و زود گذشتن ( اين پير فرتوت ) خويش را بفريب و غرور آراسته و حلّ و زيور آرزوها را بر خود بسته است ( فريبش را مخوريد و جان را از اشبال خدعه‌هايش برهانيد ) . 69 حاربوا أنفسكم على الدّنيا و اصرفوها عنها فإنّها سريعة الزّوال كثيرة الزّلازل وشيكة الانتقال : نفوس خويش را بر دنيا بجنگ واداريد الانتقال : نفوس خويش را بر دنيا بجنگ واداريد و آنها را از دنيا بگردانيد كه جهان بر طرف شدنش زود لرزيدنش بسيار و برگشتنش نزديك است . 70 حديث كلّ مجلس يطوى مع بساطه : سخن هر مجلسى با فرش آن مجلس بايد در هم نورديده شود . 71 حكم على مكثرى الدّنيا بالفاقة و أعين من غنى عنها بالرّاحة : بر آنكه بسيار دنبال دنيا است فرمان فقر و ندارى داده شده و راحتى و آسودگى آنكه از آن بى نياز است معيّن گرديده است . 72 حقّ على العاقل أن يقهر هواه قبل ضدهّ : خردمند سزد كه پيش از آنكه دشمنش را درهم شكند هواى نفسش را بشكند . 73 حقّ على الملك أن يسوس نفسه قبل جنده شايسته است هر پادشاهى پيش از آنكه سپاهيانش را